دکتر محمد مهدی فتوره چی:
اندر حکایت فیلترینگ تلگرام(مروج دموکراسی) و تشدید فعالیت کاربران ایرانی در اینستاگرام (مروج اباحه گری)
زمان انتشار: 19 خرداد 1397 ساعت 11:33:13
تعداد بازدید: 167
در حکایتی پند آموز شیخ اجل سعدی، علیه الرحمه آورده است که یکی از شعرا در قلب زمستانی، پیش امیر دزدان رفت و او را ثنایی گفت: فرمود تا جامه از وی برکندند و از ده بدر کردند.
 مسکین برهنه به سرما همی رفت. سگان هم در قفای وی افتادند. خواست تا سنگی بردارد و سگان را دفع کند زمین یخ بسته بود. عاجز شد. گفت این چه بد فعل مردمند، سگان را گشاده اند و سنگ ها را بسته!
 
حال حکایت این  روزهای ما هم، بی شباهت به ماجرای شاعر  ثنا گو ی گرفتار  در چنگال سگان و سنگ های یخ بسته نیست! چندیست در این دیار هم نماد و آیکون پیام رسان محبوب تلگرام را با 40 میلیون هوادار سینه چاک از هر قوم و قبیله و قماشی (علی رغم فیلترینگ مناقشه برانگیز به دستور بازپرس شعبه ای) هنوز در گوشه و کنار صفحات مونیتورها مامن و ماوایی دارد و خودنمایی می کند و حسب ظاهر، پیام رسان مروج اباحه گری، مفسده و مدلینگ اینستاگرام را بی هیچ قید و بند و نظارتی رها کرده اند! و عجب این که مجریان فیلترینگ و مسدود کننده ی تلگرام چه بی تفاوت در برابر حق انتخاب هم وطنان و حقوق شهروندی ایشان در دسترسی آزاد به اطلاعات و اخبار سکوت اختیار کرده اند تا، پیام رسان های داخلی در سایه ی سنگین بی اعتمادی کاربران ایرانی، فارغ از هر رقابتی به تبلیغ و توسعه ی خود امید وار گردند! پیام رسان هایی که با حذف ظاهری رقیب قلندرشان هم تا کنون نتوانسته اند با اتخاذ تمهیدات و سیاست های گوناگون بیش از 5میلیون کاربر [1] (عصر ایران به نقل از انجمن سواد رسانه ای) را به  خود جذب کنند. در این مقال، قصد ندارم از تبعات فیلترینگ تلگرام سخنی به میان آورم که اگر گوش شنوایی می بود به قدر کافی کارشناسان در روزهای گذشته از جهات مختلف ابعاد و مضرات این اقدام را به مسئولان امر خاطر نشان کرده اند؛ از جمله خسارت یک و نیم میلیارد تومانی کسب و کارهای مجازی تا آسیب های فرهنگی ناشی از فیلترینگ، و... و تنها تاکید دارم بر این حقیقت تلخ که اصرار به بهره گیری کاربران ایرانی تلگرام و کنشگری به هر قیمت و زحمت از این پیام رسان  محبوب و قابل اطمینان و نیزعدم تمایل به مهاجرت به پیام رسان های دیگر بومی، حاوی پیام دردناک و تامل بر انگیز بی اعتمادی (و عدم احساس امنیت روانی) به مثابه ی رکن اساسی سرمایه اجتماعی کشور است.
 
امروز کارگزاران و مدیران عالی مربوطه باید از خود سئوال کنند که چرا شهروندان و هم وطنان ما تا این اندازه از درز اخبارحریم خصوصی و افشای اطلاعات شخصی شان در پیام رسان های داخلی نگرانند؟! تا جایی که اغلب ایشان انتشار اطلاعات و محتوای تبادلات گفتمانی خود را در بسترنرم افزارهای خارجی و حتی صهیونیستی به نشر در پیام رسان های داخلی  ترجیح می دهند! و باید از خود سئوال کرد که چرا قریب 80 درصد از کاربران به هیچ روی تمایل نداشته اند به  بهترین پیام رسان های داخلی کوچ کنند؟!  و چرا حتی معدود کوچ کنندگان مطیع تر، اغلب دو پیام رسان خارجی دیگر همچون ویسپی و واتس آپ را
بر گزیده اند؟!
 
در نبود مقام پاسخگویی به این سئوالات و دغدغه های کارشناسان امر، گفتمان هر روزه ی برخی کاربران نوجوان و حتی خردسال تر شناسایی و معرفی انواع و اقسام فیلتر شکن های قابل اعتماد و سهل کاربردی است تا برای نخستین بار در تاریخ پیدایش اینترنت و توسعه ی شبکه های اجتماعی، رکورد نصب وی پی ان های بعضا رفتار شناس و اطلاعات جو را بشکنند و چه بسیار و ب سایت های پورن و مستهجنی که از این رهگذر مجال خودنمایی پیدا کرده و خواهند کرد؛ دغدغه ی جدیدی که بر حسب ظاهر، تنها والدین و اولیای متعهد و مسئول را نگران تر می کند و گویا این معضل جدید در اولویت دستگاه های مسئول و مدیران عالی فرهنگی کشور نیست! از آنجایی که در عصر اطلاعات مکانیسم های محدودیت کننده، جامعه را متوقف نتواند کرد، شبکه های جایگزین خارجی چون اینستاگرام  که در اردیبهشت سال گذشته حدود 30 میلیون کاربر فعال داشت در روزهای اخیر متقاضیان بیشتری پیدا کرده و می رود تا از پیام رسان تلگرام پیشی بگیرد! شبکه ی عکس محور و جوان پسندی که  بواسطه ی غفلت مدیران فرهنگی و اولیای  کاربران و  بی توجهی به  فرهنگ سازی نوجوانان و جوانان و بی  اعتنایی به ارتقای سواد رسانه ای آنها در جامعه ی شبکه ای ودر عصر گسترش ظواهر مدرن و  پست مدرن  از جمله میل وافر جوانان به  تمایز یافتگی و یا شوق بی حَد شهرت طلبی و سودای سوپر استاری برخی به هر طریق ممکن(در سال ها و روزهای اخیر بویژه پس از فیلترینگ تلگرام) متاسفانه این شبکه فضای نابی را برای اشاعه ی بی‌بندوباری هایی از جمله فعالیت‌های آزادانه و بدون قیدوبند شاخ های اینستاگرامی، قداره کشان دنیای مجازی و... فراهم کرده است و در این میان قصه ی پر غصه ی  خودشیفتگان و هویت جویان نوجوان و جوانِ ساده دل و یله در فضای بی نظارت مجازی داستانی  اندوهناک تر است. همانطور که در مستندهای پول و پورن و اخیرا فیلم لاتاری هم پرده ای از شبکه ی اغفال جوانان و بویژه دختران جوان کنار رفت، در این زمانه ی محدودیت پیام رسان تلگرام، شبکه ی اجتماعی تصویر محور اینستاگرام،  یکه تازی کرده و زمینه ی نفوذ فرهنگی بیشتری را در غفلت ناظران و رصد کنندگان را برای کنشگری و خود نمایشگری  ولنگارانه ی برخی کاربران نوجوان و جوان فراهم کرده است. مسئولان فرهنگی و آی تی کشور باید بدانند که امروزه نه تنها از طریق تحلیل محتوای پست ها بلکه از طریق ربات های هوشمند و رصد پیوسته ی گرایش، ذائقه، بازدیدها، لایک ها، کامنت ها، استیکرها، و ماهیت و  شخصیت افراد دنبال کننده و... افراد و شبکه های مفسده جویی در داخل و خارج براحتی می توانند روحیات و خلقیات طعمه های خود را شناسایی و با بررسی تیپ شخصیتی شان،  آنان را برای اهداف پلید خود از جمله مدلینگ و  سپس جذب در اسکورت سرویس هایی فحشاء هدف گذاری کرده و با فرو غلتیدن شان در این ورطه ی هولناک، آنان را با وعده و وعیدهای بیشتر و دست نایافتنی، در گرداب فحشاء فلاکت و تجربه ی بدترین شکنجه های جسمی و روحی  سوق دهند.
 
در زمانه ای که متولیان امر، مربیان تربیتی و فرهنگی و اولیای امور در گیر و دار تحولات سیاسی و اقتصادی اند و شاید کمتر چون گذشته نگران شبیخون و تهاجم فرهنگی اند، در نبود پیام رسان محبوبی چون تلگرام و بی شک در دسترس قرار گرفتن فیلتر شکن های مختلف،  شبکه های بازاریابی فشن و مدل در اینستاگرام، پیوسته در حال رصد رفتار و نحوه ی کنشگری کاربران نوجوان و جوان ما در این پیام رسان  رها و یله بوده تا زمینه ی انحراف و یا جذب  آنان را به گروه ها و باندهای منحرف و فاسد فراهم کنند؛ و لذا به اقتباس از حکایت سعدی گویا سنگ (تلگرام) را بسته اند و سگ ( اینستاگرام)را رها کرده اند تا حجب و حیای کاربران خود افشاگر فضای مجازی را بیش از پیش بدَرَد!
 
و  امروز این سئوال در اذهان تداعی می شود که در این سیلِ روان پریشان کننده ی خبرهای مایوس کننده  اقتصادی، افزایش افسار گسیخته ی تورم، نابسامانی بازار ارز و سکه و... تا چه اندازه تهدیدهای شبکه ی محبوبی با 40 میلیون کاربر ایرانی در این زمان بحرانی ضرورت داشت و آیا مسدود کردن صفحات حاوی تصاویر پورن و مستهجن و خشونت بار اینستاگرام که امروزه به آلبوم عکس کودکان خردسالمان مبدل شده و نمایشگر و آموزش دهنده ی  رفتارهای جنسی است نزد متولیان و مسئولان عالی فرهنگی دارای هیچ اولویتی نبوده  و جای افزایش نگرانی  آنان نیست!
 
 و جان کلام، اذعان می کنم که جلوگیری از فعالیت پیام رسان های خارجی در کشورعلاوه بر رونق اقتصادی کشور از خطر جاسوسی و سوء استفاده دشمنان از اطلاعات کاربران مان می کاهد، ولیکن باید دانست  که این مهم جز از طریق اعتماد سازی، تقویت زیر ساخت های لازم، افزایش کیفیت نرم افزارها و قابلیت و جذابیت پیام رسان های ایرانی،  وتوجه به مزیت ها رقابتی ممکن نخواهد شد و فیلترینگ شبکه ای چون تلگرام بدون حجت و دلیل متقن و در زمانه ی هجمه ی دسیسه های سیاسی و دغدغه های اقتصادی تنها بر بی اعتمادی هر چه بیشتر مردم به مسئولان  و کاهش سرمایه ی اجتماعی دولت و کشور منجر خواهد شد.
 
ستاره صبح
 
 
 


عادل    پورشمسی

 

کد امنیتی:   
 [0 نظر]

لوگوی دیجیتال
کانال تلگرام