ایران و آمریکا 40 سال تقابل، یک سال تنازع
زمان انتشار: 9 شهريور 1398 ساعت 20:26:48
تعداد بازدید: 579
در اواخر قرن بیستم، طرح نظریه برخورد تمدن ها توسط سامویل هانتینگتون خبر از اراده ای نو برای تغییر معادلات جهانی داد و با وقوع حادثه انفجار برج های تجارت جهانی، این نظریه- سناریو به تدریج وارد فاز عملیاتی شد.
 
نزاع راهبردی چهل ساله جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا وارد مراحل سرنوشت ساز خود شده است؛ به گونه ای که می توان  گفت راهی جز حذف یکی از دو راهبرد وجود ندارد. عمق این نزاع اگرچه در ابتدا از سوی آمریکا چندان جدی گرفته نمی شد و گمان می رفت با چند حرکت نیابتی از قبیل حمایت از مخالفان جمهوری اسلامی، جنگ هشت ساله و در مرحله بعد معرفی ایران به عنوان یکی از کشورهای محور شرارت می توان جمهوری اسلامی ایران را از بین برد و یا به انزوا کشاند؛ اما گذشت زمان نشان داد تحرکات آمریکا در منطقه نه تنها موجب تضعیف ایران نشد بلکه به تقویت جایگاه ایران در معادلات منطقه ای و جهانی انجامید. 
در اواخر قرن بیستم، طرح نظریه برخورد تمدن ها توسط سامویل هانتینگتون خبر از اراده ای نو برای تغییر معادلات جهانی داد و با وقوع حادثه انفجار برج های تجارت جهانی، این نظریه- سناریو به تدریج وارد فاز عملیاتی شد. در این سال ها جهان جنگ ها و تحولات مختلفی را با صبغه ایدئولوژیک  پشت سر گذاشته است و امروز ترامپ  با چین وارد نزاع اقتصادی با روسیه وارد نزاع تسلیحاتی با اتحادیه اروپا وارد رقابت همه جانبه بر سر موضوعات مهم جهانی و با ایران وارد نزاع راهبردی برای رفع بزرگ ترین مانع بر سر راه ایجاد نظم نوین جهانی شده است. راهبرد آمریکا در قبال ایران، براندازی نظام جمهوری اسلامی و یا استحاله آن از درون است به گونه ای که در چارچوب نظم نوین جهانی مورد نظر آمریکا قرار گیرد. استراتژی جمهوری اسلامی ایران، حفظ نقش محوری در منطقه و تعامل با جهان بر اساس منافع ملی و ارزش های انقلابی است و در تقابل با آمریکا از رقابت ها و نزاع های دیگر قدرت های جهانی با آمریکا بهره برداری می کند. از این روی همکاری های ایران با کشورهایی همچون چین، روسیه و حتی آمریکای لاتین  تحرکات تاکتیکی محسوب می شود و نه اتحاد استراتژیک. چنانکه در موارد متعدد اثبات شده است که این کشورها نیز منافع خود را بر همکاری با ایران ترجیح می دهند. اما ایران در مقطع کنونی  برای تن ندادن به بازی از پیش طراحی شده ای که از ابتدای قرن 21 آغاز شده و ترامپ و مشاورانش به رسواترین شکل ممکن در صدد اجرای آن هستند چه راهی را باید دنبال کند؟ 
با نزدیک شدن به نوامبر 2020 که موعد انتخابات ریاست جمهوری آمریکاست دولت ترامپ نیاز مبرم به توافقی جدید با ایران بر سر انرژی هسته ای دارد. توافقی که منافع حداکثری برای آمریکا داشته باشد و افکار عمومی آمریکا را مجاب کند که توافق جدید بهتر از برجام است. از سوی دیگرهرچه به موعد نوامبر 2020 نزدیک تر می شویم دولت ترامپ مجبور است از تنش های نظامی مستقیم نیروهایش در سطح جهان بکاهد چرا که تجربه ورود دولت های پیشین به جنگ نشان می دهد که نارضایی عمومی و ریزش رای را به دنبال خواهد داشت. به نظر می رسد دولت ترامپ اگر نتواند در ماه های آینده به خواسته های حداکثری خود در تحریم ایران دست یابد، به هر توافقی غیر از برجام برای نمایش مذاکره با ایران تن خواهد داد.  در این شرایط  بهترین تاکتیک جمهوری اسلامی  ایران برای دستیابی به راهبرد مورد نظر خود تاکید بر تعامل در چارچوب برجام است و بدون برداشتن تحریم ها هیچ مذاکره ای منطقی به نظر نمی رسد. به نظر نگارنده، ایران در مقطع کنونی نه تنها نباید مذاکره ای خارج از چارچوب توافق های قبلی با قدرت های جهانی داشته باشد بلکه دور از انتظار نیست که در مقطع نزدیک به انتخابات ریاست جمهوری آمریکا برای نیروهای نظامی این کشور در مناطق تحت نفوذ ایران بحران  به وجود آید. در غیر این صورت باید منتظر باشیم که چهار سال دیگر ترامپ و همفکرانش مهمان یا مزاحم جهان باشند.
 
 
 

 

کد امنیتی:   
 [0 نظر]

لوگوی دیجیتال